محمود كتبى

34

تاريخ آل مظفر ( فارسي )

ذكر امير مرحوم مبارز الدين محمد بن مظفر سيزده ساله بود كه پدرش وفات كرد . شهريارى سائس و ديندار و شجاع نامدار بود و در تقويت دين و تعظيم شرع سيد المرسلين و تربيت علما و رعايت رعايا فكرى متين و رأيى رزين داشت و در امور جهانگيرى به غايت مجد بود . فاما طبيعتش بر اراقت خون و قساوت قلب و غدر مجبول بود 12 . به حسن طالع و تدبيرات موافق عروس ممالك را در كنار مراد گرفت و به واسطهء سياست زيادت از حد ، مردم از او متنفر بودند . شعر عليك باوساط الامور فانها * نجاة و لا تركب ذلولا و لاصعبا ستوده كسى كوميانه گزيد * تن خويش را آفرين گستريد ميانه گزينى ، بمانى بجاى * نباشد بجز نيكيت رهنماى فى الجمله بعد از پدرش ، جماعتى از اضداد التجا به خواجه رشيد الدين كردند و تمام املاك و عقار او را ديوانى كردند . بنابراين ، پسر عم او امير بدر الدين ابو بكر و خواهر بزرگش متوجه اردوى الجايتو سلطان شدند . در راه جمعى از نكودريان 13 راه بر ايشان گرفتند . امير مبارز الدين سيزده ساله بود . خواهر او را دل داد و جمعى از زنان كه همراه او بودند همه به طريقهء مردان سلاح بستند و خود را بر آن مطرودان زدند و ايشان را منهزم گردانيدند و بعضى از ايشان كشته شدند و سرهاى ايشان را همراه به اردو بردند . الجايتو سلطان او را نوازش فرمود و قائم مقامى پدر از ياساولى و ايالت ميبد و محافظت راهها به دو تفويض فرمود و